خرید بک لینک

حال خوب  یعنی

در حال خوردن صبحانه باشی که صدای sms گوشیت بلند شه و تودر حالی که یه لقمه گنده کوشه دهنته با کلی غر بری سمت گوشی و بعد ببینی برات پیام اومده که :

زائر گرامی

ضمن تبریک پذیرفته شدن شما در قرعه کشی عتبات دانشگاهیان لطفا حداکثر تا 13دی ، ثبت نام خود را در سایت لبیک (سامانه عتبات)نهایی فرمایید.




برچسب: نویسنده: سام زارعی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 14:22

این ماه عجیب تند و سریع و فرز گذشت . تا اومدیم ببنیم چه خبره شد آخر ماه . آقای اکبر هاشمی رفسنجانی فوت کردند ، خدا رحمتشون کنه ، اونقدر در این چند روز در موردش با دیگران حرف زدم که دیگه خسته شدم . بیستم تولد سنگ بود . راستش اصلا حال و حوصله تولد گرفتن رو نداشتم . حتی حال و حوصله کادو خریدن رو هم نداشتم ، تا ظهر به کارهای خودم رسیدم . بعد از ظهر شال و کلاه کردم و تو هوای آلوده رفتم یه کیک کوچولو خریدم . البته راستش جمعه قبل از تولدش خونه مادرم براش تولد گرفتیم و مامانم به رسم هر سال از قبل گفته بود برید برای سنگ چیزی بخرید که رفتیم و سنگ یه پولیور خوشگل برای خودش خرید و بابا پولش رو روز تولدش بهمون داد . برانامه خاصی برای تولدش نداشتم . اول خواستم بگم پدر و مادرش بیان خونمون که دیدم چون مبل نداریم اونا نمیان . گفتم بی خیال . خودمون باشیم . یه کتلت خوشمزه برای شام درست کردم و منتظر حضور سنگ شدم . اومد تبریک گفتم . شام خوردیم و گفت بریم کمی بیرون بگردیم و به عنوان کادوی تولد بریم ویتامینه پالیزی. رفتیم و گشتیم و ویتامینه ای بر بدن زدیم و برگشتیم خونه . تا من لباس هام رو عوض کنم سنگ چایی د

برچسب: نویسنده: سام زارعی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 14:22

من فکر میکردم دی ماه سریع داره میگذره اما بهمن دست دی رو از پشت بسته . واقعا متوجه نشدم که چطور نه روز گذشته . خب کارهای خونه 80 درصدشون تموم شد و این جای بسیار خوشحالی داره . سنگ هایی که پدر سنگ چسبونده بودند بقدری ناجور شد که مجبور شدیم نصاب بیاریم . بنده خدا مثلا می خواست در هزینه ها به ما کمک کنه . از اول کلی بهش گفتیم نصاب گفته 150 میگیرم . اما زیر بار نرفت . بلاخره مجبور شدیم 180 پول نصاب بدیم و از طرف دیگه سنگ هایی که چسبونده شده بود رو کندیم و مجددا مجبور به خرید سنگ و چسب شدیم که اون هم برامون 120 آب خورد یعنی یه کار 150 تومنی رو با 300 به اتمام رسوندیم . یه روز هم نصاب کاغذ دیواری اومد . انصافا خونه خیلی قشنگ شده . تم خونه قهوه ای طلایی شده . یک روز هم با پدرم رفتیم آیینه سفارش دادیم . از جاهای مختلف قیمت پرسیده بودیم برای ابعاد مورد نظر ما با آیینه معمولی بدون طرح قیمت پایه رو از 480  به بالا میگفتند . با پدرم رفتیم سمت خزانه و در یکی از کارگاه ها سفارش دادیم ،ابعادمون 250*49 بود ، آیینه برنز با ساده ، بصورت ترکیبی و کاملا تراش خورده بصورت s و چهار تکه شد 280 تومان . ال

برچسب: نویسنده: سام زارعی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 14:22

خسته ام ، انگار کوه جابجا کردم . دلم خواب میخواد . یه خواب راحت . بلاخره کارهای خونه تموم شد و فقط خرید های عید مونده . انشالله که در این ایام هیچ مردی شرمنده زن و بچه اش نشه . جیب ها همه پر پول حلال و دل ها آکنده از عشق باشه . در این شلوغی و مشغله کاری زیاد سرما خوردم در حد تیم ملی  و چون فوبیای دکتر و دارو دارم فعلا دارم خود درمانی با شلغم و پونه کوهی میکنم . کارهای دفتر به مراتب سنگین تر شده . کار جدیدی تعریف شده و نیاز به یک تغییر دکوراسیون و جابجایی میزها و کامپیوتر ها وجود داره . دلم میخواد یه دفتر نقلی کوچیک بخرم و به دور از هیلاهو و جلسات که باعث میشه من اکثر اوقات نرم  دفتر ، به کارم ادامه بدم . البته از حق نمیگذرم که سرمایه اولیه کارم رو تمام و کمال سنگ پرداخت کرد و حتی در اسفند 93 وقتی 80درصد سرمایه ام رو از دست دادم و رسما ورشکسته شدم  تمام قد پشتم ایستاد و حمایت کرد و گفت باید بایستی و مجددا شروع کنی .به هر حال از شنبه قراره بریم دفتر تکانی و اونقدر  تکاندنی زیاده که تقریبا دو هفته ای وقتمون رو میگیره . دی ماه اسممون برای عتبات دانشجویی در اومده بود که

برچسب: نویسنده: سام زارعی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 14:22

بلاخ ره طلسم رو شکوندم و رفتم باشگاه و بدنسازی ثبت نام کردم . اونقدر برای خودم شرایط گذاشته بودم که نمیتونستم جایی رو پیدا کنم و مهمترینش این بود که ساعتش دست خودم باشه و محدودیت زمانی برای استفاده از وسایل نداشته باشم و از همه مهمتر قیمتش هم مناسب باشه . نزدیک خونمون یکی بود رفتم گفت 12 جلسه 18 تومان ، دو ساعت. تو دلم گفتم خوبه برم داخل دستگاه ها رو ببینم . رفتم از شدت بوی عرق حالم بد شد . گفتم چرا اینجوریه گفتند تهویه نداره ، شما زیادی حساس هستید چند دقیقه بعد عادت میکنید . اومدم بیرون .من نمیدونم در مورد مردم چی فکر میکنند . مجددا کلی گشتم تا بلاخره با شرایطم پیدا کردم . 12 جلسه بدون محدودیت حضور و ساعت کاری 7 صبح تا 10 شب ، 80 هزار تومان ، 15 هم بابت بیمه گرفتند .خوب بود . البته اگر قیمت پایین تر هم بود بهتر میشد . امروز جلسه دوم رو رفتم . بسی راضی هستم از مربی  و خودم . اولش فکر میکردم تا 3 ساعت میتونم بمونم اما واقعا در 2 ساعت همه انرژی تخلیه میشه . وزنم رو فعلا نمیگم تا ببینم در پایان 12 جلسه چقدر سایز و وزن کم میکنم . روزهای نسبتا پرکاری رو سپری میکنم و بهتره بگم میکنیم .

برچسب: نویسنده: سام زارعی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 14:22

دیگه راستی راستی داریم به روزهای آخر سال نزدیک میشیم . بر خلاف هر سال امسال هیچ سرعتی برای به پایان رسوندن کارهام ندارم . شاید به خاطر اینکه اکثر کارهام رو انجام دادم و واقعا یه چیزی در حد تی و جارو مونده . دندونم باز کار دستم داد و مجبور شدم هفته گذشته برم دکتر که گفتند باید بکشیش . من نمیدونم این دندون عقل چیه . دو تا بالایی ها رو کشیدم مونده دو تا پایینی ها . حالا پایین سمت راست در نیومده از داخل دچار پوسیدگی شدید شده . قرار بود امروز برم بکشم که کنسلش کرد . متاسفانه گوشه لبم یه نوع قارچ به نام کاندیدا زده . از هفته گذشته شروع شد . اولش به اندازه سر سوزن گوشه لبم میسوخت . کمی ویتامین آ+د زدم دیدم خوب نشد و رفته رفته شد اندازه یه سکه 25 تومانی . همش میگفتم کرم میزنم خوب میشه و دنبال دکتر نبودم که شنبه دیدم کمی بالاتر از لبم هم این حالت داره میشه . بدتر اینکه خشکی میزد و زیر آب پوستش کنده میشد و به شدت میسوخت . شنبه واقعا وحشت کردم . هرجا سر زدم برای اون روز دکتر نداشت . به هر جا هم زنگ میزدم میگفتند بعد از عید . بلاخره تونستم برای پنجشنبه وقت بگیرم . شب سنگ اومد و دید بدتر شده . عکسش

برچسب: نویسنده: سام زارعی تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 14:22

صفحه بندی